خلاصه داستان: این مجموعه داستان مردی معتاد به نام نادر پرور (رضا عطاران) است که به همراه دخترش درسا پرور (نیکی نصیریان) در کرج زندگی میکند و از همسرش مریم (فریده فرامرزی) طلاق گرفتهاست. پس از فوت پدرش اوس احمد پرور(احمد پورمخبر)، او و برادرش صابر پرور (حمید لولایی)، خواهرش بهجت پرور (مرجانه گلچین)، و شوهرخواهرش توفیق اجباری (غلامرضا نیکخواه) بر سر تقسیم ارث و میراث پدری که یک خانه و یک نانوایی است به اختلاف برمیخورند.
خلاصه داستان: آقا ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بیپول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار دادهاست، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او به طور اتفاقی آشنا شده همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد؛ اما آقای بیات کلاهبردار از آب در میآید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی میدهد و آنها نمیتوانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی میبرد و در آن جا کار میکنند…
خلاصه داستان: داستان سریال روایتگر لحظاتی از زندگی نوجوانی به نام مجید و مادربزرگش (بی بی) است. در این سریال داستانهای متعددی را برای مخاطبان به نمایش میگذارند که از آن جمله میتوان به ملخ دریایی، امتحان ورزش، زنگ انشاء، اردو و … اشاره کرد.
خلاصه داستان: طوبی، زن کارگری که زندگی فقیرانهای دارد، برخلاف عقیده شوهرش محمود و پسر بزرگش عباس، دوست دارد در همان خانه محقرش زندگی کند. پسر کوچک ترش علی، که به مادرش سواد میآموزد در بحبوحه انتخابات مجلس ششم، به مسائل سیاسی کشورش...
خلاصه داستان: استوار حقگو مقدار زیادی هروئین را که در کامیونی جاسازی شده است، کشف میکند. ماجرا را مصرانه پی می گیرد اما از کار معلق می شود. چون پا روی دم بزرگان گذاشته است. ریشه ماجرا به سناتوری می رسد که منتسب دربار است.
خلاصه داستان: زینال بندری، قاچاقچی سابقهدار تریاک، دستگیر و روانه زندان میشود اما با پرداخت رشوه محکومیت خود را به حبس تقلیل میدهد و پس از یک سال، بهدلیل خوشرفتاری، آزاد میشود. بار دوم، پس از درگیری و مجروحیت، تصمیم میگیرد علیه قاچاقچیان مواد مخدر با پلیس همکاری کند اما…
خلاصه داستان: رضا (با بازی جمشید مشایخی) شخصیت اصلی هزاردستان است. ابتدا او را در هیئت پیرمردی خوشنویس میبینیم که با همسرش، قمربانو (با بازی شهلا میربختیار)، در مشهد و به دور از جنجالهای سیاسی تهران زندگی میکند. خلوت این زن و شوهر پیر را حضور مفتش ششانگشتی (با بازی داود رشیدی) برهم میزند. مفتش رضا را به علتی نامعلوم دستگیر میکند و با تهدید و ارعاب و شکنجه از او میخواهد به جرمی نامشخص اعتراف کند. این بازجوییها محملی میشود برای بازگشت به گذشتهٔ پر ماجرای «رضا خوشنویس» در سی سال پیش، زمانی که شهرتش «تفنگچی» بود...