خلاصه داستان: فیلم «تنگنا» درباره پسر نوجوانی به نام «غلامحسین» است که به علت فوت پدر مجبور به کار در یک فروشگاه لوازم برقی می شود. روزی او در اثر حادثه ای موجب شکسته شدن یک تلویزیون می شود و این شروع ماجراهای تازه برای او است.
خلاصه داستان: «نسل جادویی» داستان گروهی از جوانان با تواناییهای فراطبیعی است. بابک (رامبد جوان)، یک مهندس بیکار بیست و چند ساله، قدرت شنوایی فوقالعادهای دارد که به کمک آن میتواند از میان دیوارها و مسافتهای دور را بشنود. او در این راه با افرادی مانند ژاله (هدیه تهرانی) که قدرت دیدن پشت دیوارها را دارد و آویشن (باران کوثری) آشنا میشود و در پی یافتن هدفی برای تواناییهایشان هستند. آنها در مهمانی در خانه ژاله دور هم جمع میشوند تا تجربهای ناب و ماورایی رقم بزنند.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره «مش رحمان»، یک رفتگر زحمتکش و با آبرو (با بازی جمشید مشایخی) است که سالهاست همسرش را از دست داده. او برای تهیه جهیزیه دخترش «هاجر» نیازمند پول است. «مش رحمان» پس از تلاش بسیار، برای تهیه این هزینهها، ناچار میشود خود را بازخرید کند و به کار روی میآورد. برگزاری مراسم عروسی اگرچه با اتفاقات مختلفی همراه است، اما در نهایت به خوشی به پایان میرسد.
خلاصه داستان: دختر عمو و پسر عمویی (پروانه و موسی) قصد ازدواج دارند لیکن پدر دختر به پول نیاز دارد، و شرط ازدواج تهیه پول میشود! مرد برای اجرای شرط راهی سفر میشود. در شهر بر اثر یک اتفاق، در جریان تعقیب یک مبارزه سیاسی، او نیز دستگیر، زندانی و شکنجه میشود. اما به هنگام انتقال او و دیگر زندانیان فراری، در یک سرقت مسلحانه شرکت میکند...
خلاصه داستان: داستان این مجموعه به سالهای دهه شصت و زمان جنگ ایران و عراق بازمیگردد. سریال در مورد جوانی به نام اسد (با بازی کامبیز دیرباز) است که در تهران قدیم و در محله پامنار زندگی میکند. اسد با شخصی به نام منوچهر (سیاوش طهمورث) که فردی پولدار است و در دروازه شمرون زندگی میکند، آشنایی دارد. اسد به دلیل قاچاق کالا به زندان میافتد و...
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مهندس احمد (با بازی همایون ارشادی) است؛ مردی میانسال و پا به سن گذاشته که از همسر و پسرش جدا شده و زندگی تنهایی را سپری میکند.در شبی که قرار است اعضای خانوادهاش (همراه با شوهر جدید همسر سابقش) از ژاپن به ایران بازگردند، صدای دختری روی پیامگیر تلفن خانه توجه او را جلب میکند....
خلاصه داستان: حبیب کاوه کارخانه دار قدیمی به بیماری آلزایمر مبتلا است. خانواده اش او را ترک نموده انمد اما با بزگشت دخترش به ایران اتفاقاتی می افتد و …
خلاصه داستان: امیر و آذر خانه پدری امیر را برای راه اندازی رستورانشان با شراکت پسرعموی امیر ، صابر ، می فروشند. همه چیز درست پیش می رود اما صابر پس از چند روز زیر همه چیز می زند و ...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.