خلاصه داستان: چکامه چمانی (مژده شمسایی)، که همسر و فرزندش را در تصادفِ رانندگی از دست داده، با مردی که تازه از زندان آزاد گشته آشنا میشود؛ و، از طرفی، با فشارِ وکیلِ خانوادهٔ راننده برای رضایت دادن مواجه شده است. آشنای تازه علّتِ زندانی و آزاد شدنش را به چکامه میگوید . . .
خلاصه داستان: یک دانشجوی رشتهٔ سینما به نام فرشته، مربی خصوصی دختر نوجوانی است به نام عاطفه، که والدینش متارکه کردهاند. فرشته که در جست و جوی موضوعی است برای پایاننامهٔ تحصیلی خود در مییابد که …
خلاصه داستان: این برنامه در فضای یک فروشگاه با نام فروشگاه قصه (در سری بعدی بازار قصه) اجرا میشد. در این برنامه با یک قصه، موضوعی بیان میشد و وظیفه بعدی بر عهده بازیگران بود که به نحوی موضوع را گسترش بدهند و مسئلهای که در داستان ایجاد شده بود را با کمک آقای حکایتی حل کنند.
خلاصه داستان: امیرو نوجوان تنهایی است که رؤیایش سفر به آن سوی خلیج فارس و آزادی است. او بطریهای خالی، قوطی و چیزهایی از این دست را از میان زبالهها جمع میکند و میفروشد و با واکسزدن کفش خارجیهای مقیم آبادان روزگار میگذراند. امیرو کمکم به کلاس درس شبانه میرود و الفبا را یادمیگیرد…
خلاصه داستان: «نسیم» پناهندهٔ افغانی ست که به پاکستان پناه برده است. «نقره»، همسر او سخت بیمار و نیازمند عمل جراحی است ولی او هزینهٔ لازم برای درمان او را ندارد. وی برای تهیهٔ مخارج عمل بهدنبال کار میرود ولی کافی نیست. مرد دوره گردی که میداند نسیم در گذشته قهرمان دوچرخه سواری بوده، به او پیشنهاد میکند...
خلاصه داستان: روزی در منطقه ای بسیار وسیع ـ که شهری پر جمعیت را در مرکز خود دارد، هوا از جریان می ایستد و وارونگی سنگین و پایدار پیش می آید. مسئولان معتقدند که با رساندن خبر به مردم ایجاد وحشت می شود و این وحشت منشأ خطرات دیگری می شود. لذا تصمیم می گیرند که ابتدا کارخانه ها را تعطیل کنند و ...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.