خلاصه داستان: جلال سعیدی که در گذشته پاورقینویس مطبوعات بوده است، حاضر نیست خود را با شیوهٔ جدید نوشتاری آنها تطبیق دهد و دچار مشکل میشود. اصرارهای همسرش و نویسندهٔ جوانی که پیش از این شاگردش بوده نیز راه به جایی نمیبرد و او دست از نوشتن برای مطبوعات میکشد...
خلاصه داستان: مادر لیلا و بهرام قرار است با گرفتن وام مسکن و خریداری یک خانه بچههایش را از دردسرهای صاحب خانهشان، خورخور، نجات دهد. اما عجوزه ای بیرون از شهر زندگی میکند و نمیخواهد آنها روی آرامش به خود ببینند.
خلاصه داستان: پس از ماجرای طبس و عدم موفقیت آمریکا در نجات گروگانهایش، جاسوسی تحت عنوان عکاس به ایران وارد شده و سعی دارد از محل نگهداری گروگانها کسب اطلاع کند. مأموران امنیتی رد این جاسوس را پیدا کرده و به بخشی از عکسها و اسلایدهای وی دست مییابند و در پی یک عملیات تعقیب و گریز وی را قبل از اینکه از مرز خارج شود دستگیر میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «عقابها» بر اساس رویداد واقعی، فداکاری های نیروی هوایی ایران در آغاز جنگ ایران و عراق را به تصویر می کشد. در جنگ ایران و عراق، یک خلبان ایرانی به نام «یدالله شریفی راد» مستقر در پایگاه دوم تاکتیکی تبریز، پس از انجام مأموریتی در خاک عراق، مورد حمله عراقی ها قرار می گیرد و در کردستان عراق سقوط می کند و کردهای عراقی در سرنوشت او موثر می شوند.
خلاصه داستان: فیلم عروسکی «شهر موش ها» به کارگردانی «محمدعلی طالبی» و «مرضیه برومند» و به قلم «احمد بهبهانی» ماجرای یک شهر پر از موش است که یک «گربه» سیاه قصد حمله به آن را دارد. به همین خاطر، موش ها تصمیم می گیرند که به یک شهر جدید بروند. والدینشان از راه سخت اما کوتاه حرکت می کنند تا شهر را برای حضور بچه ها و آقا معلم و آشپزباشی، که از راه جنگلی می آیند، آماده کنند.
خلاصه داستان: جانباز شیمیایی به نام مسلم که همسرش او را ترک کرده، با دوستان شهیدش در بهشت زهرا قرار میگذارد. او به همراه دوستان شهیدش با موتور سیکلت از میدانها مختلف تهران، مکانها و دوستان مختلف از جمله جانباز قطع نخاعی به نام اصغر در بیمارستان، بازدید میکند و از اصغر میخواهند که زندگی مادی این جهان را رها ساخته و همراه آنان شود. او نیز میپذیرد و...
خلاصه داستان: فرشته، همسرش سعید را در یک سانحه تصادف از دست میدهد. پدرشوهرش حاج صفدر مردی ثروتمند و بانفوذ است. او به فرشته میگوید حالا که سعید مرده، دیگر با خانواده آنها نسبتی ندارد و چون حاج صفدر دو پسر مجرد در خانه دارد و فرشته هم به آنها نامحرم است باید خانه آنها را ترک کند…
خلاصه داستان: روح پدر هوشنگ که مدتی است از دنیا رفته، نزد پسرش میآید و از او میخواهد تا بدهیهایی که داشته را به چند نفر پرداخت کند که در جریان پرداخت این بدهیها اتفاقاتی میافتد.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.