خلاصه داستان: کلاه قرمزی پس از سالها مردود شدن، بالاخره در امتحانات مدرسهاش قبول میشود و به عنوان شاگرد ممتاز مدرسه معرفی میشود؛ طوری که حتی تصویرش از تلویزیون نیز پخش میگردد. حالا بنا به قولی که داده شده آقای مجری باید برایش یک دوچرخه بخرد ولی او توانایی مالی ندارد. در همین زمان...
خلاصه داستان: پسرعمهزا که از عید در خانه آقای مجری ساکن شدهاست، با گذاشتن هیزم در اجاقگاز، خانه را منفجر میکند و با شکایت همسایگان به زندان میافتد و …
خلاصه داستان: یک گروه شرور به سرپرستی «فردوس» پسربچهای به نام «شایان» را به قصد اخاذی میدزدند و در ازای آزادی او پول زیادی طلب میکنند. «فروغ» همسر یکی از ربایندگان «عزیز» کوشش میکند از ادامه این ماجرا جلوگیری کند، اما خود ناخواسته در متن حادثه قرار میگیرد. در این بین «شایان» نگران توطئه نامادریش «ثریا» علیه پدر بزرگش «سالاری» است...
خلاصه داستان: برای آشتی سلمان و صالح، دو برادر کهنسال که طایفههایشان با یکدیگر تعارض دارند، اسماعیل، پسر سلمان و رابعه، دختر صالح به عقد هم درمی آیند…
خلاصه داستان: محمود، که نقاش ساختمان است و از همسرش زهرا جدا زندگی میکند، تصمیم دارد برای کار به ژاپن برود. محمود همسرش را به محضر میبرد تا او را طلاق بدهد، ولی محضردار گواهی عدم حاملگی زن را میخواهد و آنها ناگزیر به آزمایشگاه میروند. جواب آزمایش زهرا، به رغم تصور آنها، مثبت است و زن و شوهر جوان چاره را در سقط جنین میبیند، اما هزینه سنگین سقط جنین و توقیف پزشکی که به آنها معرفی شده موجب میشود که...
خلاصه داستان: حمید هامون که با همسرش، مهشید، دائم کشمکش دارد زندگی کابوس گونهٔ خود را مرور میکند. او که مشغول نوشتن رسالهاش دربارهٔ عشق و ایمان است، در پی دوست قدیمی و مرادش علی عابدینی میگردد. خانه و کاشانه را ترک میکند و دست به اعمال دیوانهواری میزند. او در حالتی پریشان...
خلاصه داستان: محسن تابان بعد از ازدواج با آهی، راهی سفر میشوند. در جاده، پلیس مشغول بازرسی اتومبیلها میباشد تا سارقینی را که موجودی صندوق یک کارخانه را با خود بردهاند دستگیر کند. اما سارقین با استفاده از یک لحظه غفلت محسن، ساک محتوی پولها را در باربند ماشین آنها جاسازی میکنند. در جاده ساک از روی باربند میافتد و ماشین بعدی که سرنشینان آن زن و شوهر جوانی هستند ساک را به محسن و آهی تحویل میدهند. محسن و آهی بعد از مستقر شدن در یک هتل تازه متوجه شباهت ظاهری ساک میشوند.
خلاصه داستان: حاج عنایت، مرد شصت ساله ثروتمندی، قصد فروش خانه بزرگ و قدیمی اش را دارد که با مقاومت همسرش روبرو میشود. عنایت در آژانس املاکش با دختر از فرنگ برگشته ای به نام دنیا آشنا میشود که خواهان خریدن خانه قدیمی اوست. عنایت او را راضی میکند در یکی از آپارتمانهایی که ساخته مستقر شود تا اگر معامله او با مشتری اول سرنگرفت، خانه را به دنیا بفروشد. عنایت که به دنیا علاقهمند شده، همسر و دخترش را برای زیارت یکماهه به سوریه میفرستد...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.