خلاصه داستان: گلنار با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند. روزی به کنار چشمه میرود تا آب بیاورد. باد دستمال آبی او را که یادگار مادرش است، با خود میبرد. گلنار در پی دستمال به جنگل میرود و راه را گم میکند و گرفتار خاله خرسه میشود. خرسها او را برای انجام کارهای روزانه و پختن کلوچه پیش خود نگه میدارند. پدربزرگ و مادربزرگ به کمک اهالی به دنبال گلنار میگردند، اما او را نمییابند. خاله قورباغه خود را به گلنار میرساند و با...
خلاصه داستان: احمد با یک کامیون حامل گوشت به سمت پایتخت در حرکت است. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف میکند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ میدهد و مجسمهای که قرار بوده روز بعد پرده برداری شود منهدم میشود. احمد به سرعت از محل میگریزد...
خلاصه داستان: علی، صدرا و رحیم سه همرزم بسیجی هستند. ده سال پس از حضور این سه در جبهه، صدرا که ماسک خود را در یک حمله شیمیایی به علی داده و حالا خود یک بیمار شیمیایی است، برای معالجه راهی لندن میشود. علی، رحیم و چند رزمنده دیگر نیز برای شرکت در مسابقههای تکواندو به لندن میروند. علی به عنوان نماینده ایران و رحیم به عنوان مربی، مسابقههای آزاد تکواندو را آغاز میکنند. یک ایرانی دیگر به نام رضا که تابعیت انگلستان را گرفته، به عنوان نماینده این کشور در مسابقهها حضور دارد. در آغاز مسابقهها، علی پس از شکست دادن حریف آمریکایی اش با یک ورزشکار...
خلاصه داستان: «قدرت» مردی از خاکهای سوخته جنوب، در برابر دسیسهای از پیش تعیین شده، مجبور به فرار میشود، چون دیگر نه خانواده او را میپذیرند و نه مردم شهر باورش میکنند...
خلاصه داستان: رضا شایسته پس از سالها زندگی در غربت به ایران میآید تا پس از مرگ در خاک وطنش آرام بگیرد. تنها نگرانی شایسته این است که پس از مرگش کسی نیست که برای او مراسم ختم بگیرد و برایش گریه کند…
خلاصه داستان: ناصر فرهمند، معلم ریاضی شهرستان، با اصرار همسرش خود را به مرکز منتقل میکند. از همان آغاز با مشکلات گوناگون مالی روبهرو میشود. فرزندشان گم میشود. دوست و همکار سالمند ناصر با تلاش بسیار کودک را مییابد و بر اثر خستگی و هیجان سکته میکند و میمیرد. ناصر تصمیم میگیرد به شهرستان بازگردد...
خلاصه داستان: حمان مهاجر شهرستانی، در تهران با فریدون که کارش قاچاق فیلمهای ویدیوئی است آشنا میشود فریدون که ناراحتی قلبی دارد، از اشتیاق رحمان برای جستجوی شغلی مناسب و همچنین از سادگیاش سواستفاده میکند و او را به کار خود که قاچاق فیلم است میکشاند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.