خلاصه داستان: با مرگِ «حساممیرزا رفیعالملک»، میراث خاندان رفیعالملک به همسرش «فروغالزمان» میرسد؛ اما خواهر و برادرِ حساممیرزا، «تاجالملوک» و «کامران میرزا»، که تنها بازماندگان این خاندان هستند از این موضوع خشنود نیستند؛ بنابراین با طرح نقشهای، سعی در تصاحب مجدد میراث خانوادگی دارند. نقشهٔ توطئه این است که با اجرای نمایشی که «کامران میرزا» نوشته، ثابت کنند «فروغ الزمان» مجنون است و احتمالاً بعداً او را از سر راه بردارند...
خلاصه داستان: داستان فیلم در بندر انزلی اتفاق میافتد و درباره محمد علوی، رئیس آگاهی بندر است که همسر و دو دخترش را در یک سانحه از دست داده و سالهای پایان خدمت را در افسردگی میگذراند. او مدام خیال میکند همسرش هنوز با او زندگی میکند. ماجرا زمانی آغاز میشود که جسد یک زن ماهیگیر به نام «پری» در ساحل پیدا میشود...
خلاصه داستان: در بحبوحه خشکسالی شدید در کویر، داستان درباره سه چوپان به نامهای مختار (با بازی اسماعیل پوررضا)، موسی و میرزا است. آنها برای صاحبگلهای به نام قدیرخان (با بازی کارگردان فیلم، حسین محجوب) گلهداری میکنند. ماجرا از جایی آغاز میشود که میرزا به دلیل بیماری همسرش، درخواست مرخصی میکند، اما قدیرخان با آن مخالفت میکند. این موضوع، جرقه درگیری میان چوپانان و پسر صاحبگله میشود که در نهایت به نبردی تلخ در دل طوفان شن میانجامد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «جان برار» است که از راه تهیه و فروش زغال، هزینه زندگی خانوادهاش را تأمین میکند. او با اسبی که از پسرعمویش کرایه کرده، زغالها را به شهر میرساند.«گوهر»، همسر باردار جان برار، نیاز به عمل سزارین دارد. جان برار پسرش «اسماعیل» را در روستا میگذارد تا از خانه و گاوشان مراقبت کند و خود با درشکه، همسرش را شبانه به شهر میبرد.برای تأمین هزینه عمل همسرش، جان برار ناچار میشود اسب را بفروشد. اما در همین حین، در روستا و وقتی اسماعیل در کلاس درس است، گاوشان طعمه خرس میشود...
خلاصه داستان: پیرمرد و پیرزنی برای شستن قالیچهای به نام «گبه» به کنار جویباری میروند. ناگهان، دختری جوان با همان نام از دل نقشهای قالیچه بیرون میآید и شروع به روایت داستان عشق خود میکند.گبه عاشق سوارکاری رازآلود است، اما پدرش با ازدواج آنها مخالفت میکند. در این میان، عموی گبه نیز در جستجوی همسر سرگردان است. داستان بین واقعیت و خیال در حرکت است و...
خلاصه داستان: «نسل جادویی» داستان گروهی از جوانان با تواناییهای فراطبیعی است. بابک (رامبد جوان)، یک مهندس بیکار بیست و چند ساله، قدرت شنوایی فوقالعادهای دارد که به کمک آن میتواند از میان دیوارها و مسافتهای دور را بشنود. او در این راه با افرادی مانند ژاله (هدیه تهرانی) که قدرت دیدن پشت دیوارها را دارد و آویشن (باران کوثری) آشنا میشود و در پی یافتن هدفی برای تواناییهایشان هستند. آنها در مهمانی در خانه ژاله دور هم جمع میشوند تا تجربهای ناب و ماورایی رقم بزنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره جوانی بیست و چند ساله است که در آغاز جنگ همراه خانوادهاش از شهر آبادان مهاجرت کرده است. پس از پایان جنگ، او به همراه پدرش به آبادان بازمیگردد و با دیدن شهر و خانه ویران شدهشان، در بازگشت قطعی دچار تردید میشود.در روزهایی که پدر مشغول ترمیم خانه ویران شده است، جوان در کوچههای خالی شهر...
خلاصه داستان: دختر عمو و پسر عمویی (پروانه و موسی) قصد ازدواج دارند لیکن پدر دختر به پول نیاز دارد، و شرط ازدواج تهیه پول میشود! مرد برای اجرای شرط راهی سفر میشود. در شهر بر اثر یک اتفاق، در جریان تعقیب یک مبارزه سیاسی، او نیز دستگیر، زندانی و شکنجه میشود. اما به هنگام انتقال او و دیگر زندانیان فراری، در یک سرقت مسلحانه شرکت میکند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.