خلاصه داستان: جلسهٔ خانمها در تعاونی مستقل بانوان تشکیل شده و شقایق مدیرعامل این تعاونی برای ساخت یک مجتمع پزشکی تخصصی کودکان احتیاج به پول بیشتری پیدا میکند. همسر شقایق، سیاوش، امتحان دورۀ تخصصی دکترا را در پیش دارد، ولی شقایق کارهای خانه را بر عهدۀ او میگذارد. سیاوش اعتراض میکند، اما شقایق فکر میکند که سیاوش نمیخواهد او در کار بیرون رشد کند. اختلاف بالا میگیرد و شقایق با قهر به خانهٔ پدر میرود...
خلاصه داستان: دختری جوان به نام مهتاب (هدیه تهرانی) در خیابان با ماشین فرد مسافرکشی به نام ارسطو (بهرام رادان) در خیابان تصادف کرده و فرار میکند. ارسطو (بهرام رادان) با کمک دوست خود اتومبیل مهتاب را پیدا میکند و بعد از قطعه قطعه کردن آن را به مهتاب (هدیه تهرانی) تحویل میدهد. مهتاب برای تلافی کار او به دروغ به پدر و مادر ارسطو میگوید که پسرشان او را اغفال کرده و...
خلاصه داستان: شیرین دختر جوانی است که خانوادهای سنتی و پدری متعصب و سخت گیر دارد. دایی شیرین که مدیر یک آژانس هواپیمایی است، معمولاً با کمک مادر شیرین سعی میکند پدرش حاج ابراهیم سرپولکی را از موضع سفت و سختش کمی پایین بکشد و در مورد کار کردن شیرین هم موفق میشود و اجازه میگیرد که شیرین در آژانس او مشغول شود. جوانی آمریکایی به نام دیوید هاوارد به محض ورود به آژانس، با دیدن شیرین که صورتی شبیه مینیاتورهای ایرانی مورد علاقه دیوید دارد، دل به او میبازد. از طرفی رقیب حاج ابراهیم در بازار فرش هم میخواهد با وصلت پسرش محی الدین با شیرین، زمینه منافع مالی خودش را فراهم کند و ...
خلاصه داستان: داستان درباره زن و شوهری است که به خاطر اختلافات متعدد قرار است از هم جدا شوند. در این بین به آنها اطلاع داده می شود که حساب بانکی مشترکشان برنده یک ویلا در کیش شده است و…
خلاصه داستان: سام (محمدرضا گلزار) و عَبِد با هم رفقای صمیمی هستند. با گذشت زمان سام به نرگس، خواهر عبد علاقهمند میشود. عبد که قهرمان ورزشی میشود از سام چاقویی را به عنوان هدیه دریافت میکند و وقتی با چاقو ژست میگیرد ابی عکاس از او عکس میگیرد. بعد از مدتی مشخص میشود که ابی عکاس هم به نرگس علاقهمند شده، به همین دلیل برای انتقام از سام ماجرای علاقهمندی او را به نرگس، برای عبد تعریف میکند. عبد عصبانی به دیدار سام میرود...
خلاصه داستان: در روستائی بر دامنه کوههای شمال ایران، باران بی موقع باعث خرابی مزارع شالی و از دست رفتن محصول میگردد. "رضوانه" همراه با چهار فرزند یتیم خویش، همچون دیگر روستاییان درگیر این مشکل است، "رحمت" برادر او در سفری که به شهر دارد، "گلبوته" خواهرزاده نوجوانش را به همراه میبرد و...
خلاصه داستان: پدر و مادر چهار برادر در بمباران شهرستان کشته میشوند و هیچ اثری از جنازهشان بدست نمیآید. چهار پسر آنها، هادی (کارگردان سینما)، جعفر (پزشک)، حسن (مهندس) و جلال (دلال) راهی شهر زادگاهشان شده و در...
خلاصه داستان: حسن و گلدونه به قصد یافتن پدرشان از پرورشگاه میگریزند اما جستجوی آنها به نتیجه نمیرسد و خسته و گرسنه به گربههای ولگرد کوچه و خیابان بر میخورند. گربهها به امید اینکه پدر بچهها را پیدا کنند به وضعیت و موقعیت خوبی دست پیدا خواهند کرد، جستجوی گستردهای را آغاز میکنند اما …
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.