خلاصه داستان: احمد صفاجو، كارمند حسابداري يک كارخانه و همسرش متوجه ضعف بينايی پسرشان سامان می شوند. پزشك متخصص بيماری سامان را نتيجه يک غده مغزی مي داند كه بايد در خارج از كشور جراحی شود....
خلاصه داستان: پنج انسان خسته از فریبهای شیطان، به جزیرهای میگریزند. شیطان در آنجا به استقبال آنها میآید و دوباره آنها را وسوسه میکند و به جان هم میاندازد…
خلاصه داستان: همسر اعظم، که پرستار است، در یک حادثهٔ آتشسوزی دچار بحران روحی شده و در بیمارستان بستری است. جوان ناشناسی به اعظم از طریق تلفن اطلاع میدهد که فرزندش در جادهٔ شمال تصادف کردهاست. اعظم هراسان به محل حادثه میشتابد، اما درمی یابد که خبر دروغ بودهاست. در غیاب او فرزندش به خانه میآید و ...
خلاصه داستان: این فیلم داستان علاقه دختر و پسری است که برای ازدواج با مخالفتهای خانواده دختر مواجه هستند، بنابراین آنها به یکی از شهرهای شمال کشور فرار میکنند اما…
خلاصه داستان: احمد خیرآبادی، پس از زخمی شدن در جبهه جنگ برای مداوا و استراحت به تهران برمی گردد. پدر احمد فوت کرده و مادرش به کمک او نیاز دارد. ربابه، نامزد احمد و بسیاری از دوستانش از احمد میخواهند که در تهران بماند. احمد در کارخانهای مشغول به کار میشود و در مییابد که صاحب کارخانه، انصاری از راه تقلب و احتکار به مال اندوزی مشغول است...
خلاصه داستان: گلنار با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند. روزی به کنار چشمه میرود تا آب بیاورد. باد دستمال آبی او را که یادگار مادرش است، با خود میبرد. گلنار در پی دستمال به جنگل میرود و راه را گم میکند و گرفتار خاله خرسه میشود. خرسها او را برای انجام کارهای روزانه و پختن کلوچه پیش خود نگه میدارند. پدربزرگ و مادربزرگ به کمک اهالی به دنبال گلنار میگردند، اما او را نمییابند. خاله قورباغه خود را به گلنار میرساند و با...
خلاصه داستان: احمد با یک کامیون حامل گوشت به سمت پایتخت در حرکت است. او عجله دارد تا قبل از زایمان همسرش محموله را تحویل بدهد و به زادگاهش بازگردد. در یکی از شهرهای بین راه توقف میکند و همان لحظه انفجاری در میدان شهر رخ میدهد و مجسمهای که قرار بوده روز بعد پرده برداری شود منهدم میشود. احمد به سرعت از محل میگریزد...
خلاصه داستان: علی، صدرا و رحیم سه همرزم بسیجی هستند. ده سال پس از حضور این سه در جبهه، صدرا که ماسک خود را در یک حمله شیمیایی به علی داده و حالا خود یک بیمار شیمیایی است، برای معالجه راهی لندن میشود. علی، رحیم و چند رزمنده دیگر نیز برای شرکت در مسابقههای تکواندو به لندن میروند. علی به عنوان نماینده ایران و رحیم به عنوان مربی، مسابقههای آزاد تکواندو را آغاز میکنند. یک ایرانی دیگر به نام رضا که تابعیت انگلستان را گرفته، به عنوان نماینده این کشور در مسابقهها حضور دارد. در آغاز مسابقهها، علی پس از شکست دادن حریف آمریکایی اش با یک ورزشکار...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.