خلاصه داستان: رعنا دو فرزند به نام بهزاد و ستایش دارد که از همسر سابق او اتابک سپهری هستند. در ۲۴ سال قبل ستایش بر اثر منفجر شدن آبگرمکن در کودکی بینایی خود را از دست می دهد و بعد از مدتی ربوده می شود...
خلاصه داستان: قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک خان جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان عليه استعمار ایران توسط انگلیس و بهواسطه رضاشاه ، قیام میکند و...
خلاصه داستان: خوشغیرت یا همان خوشرکاب دو ادامه داستان مردی به نام تقی با بازی محمد کاسبی بود که علاقه ویژهای به کامیون خود داشت. این دلبستگی او به اندازهای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند اما در نهایت این اتفاق افتاد و تحولاتی را برای این شخصیت بههمراه داشت. او این بار تصمیم گرفتهاست دارو از مردم جمعآوری کند و با کامیون خود که حالا نامش را از خوشرکاب به خوشغیرت تغییر دادهاست...
خلاصه داستان: داستان این سریال در مورد خانواده ای به اسم خانواده گلابی که قبل از شیوع ویروس کرونا ۴ خودرو از شرکت لیزینگ خریداری کردهاند تا آنها را بفروشند و خانهٔ بزرگی برای مادر خانواده بخرند اما خودروها تحویل داده نمیشود تا اینکه پدر خانواده یعنی پرویز گلابی (با بازی حمید لولایی) متوجه میشود این شرکت کلاهبرداری بوده و برای پیدا کردن طلاهای خانم خود یعنی مریم (با بازی مرجانه گلچین) که به یکی از کارمندان لیزینگ داده بود عازم شمال میشود…
خلاصه داستان: رضا بابک درنقش اسد خمارلو، آرایشگری است که با آن که سن بالایی دارد، هنوز ازدواج نکرده و همین امر منجر به این میشود که هرکدام از دوستانش، شخصی را برای ازدواج، به او معرفی کنند. این قضیه تا جایی پیش میرود که پسر خسته شده و سعی میکند به زندگی خود سر و سامانی بدهد. در هر قسمت از داستان، پسر به همراه مادر و خواهرش به خواستگاری میرود ولی هیچیک سودی ندارد تا اینکه با خانمی آشنا میشود...
خلاصه داستان: شیطان از جایگاه ایوب پیامبر در پیشگاه خداوند دچار حسادت و خشم میشود و مشیت خداوندی بر این قرار میگیرد که ایوب را به سختیها بیازماید چرا که شیطان این همه ایمان را در وجود ایوب باور ندارد…
خلاصه داستان: سریال «علی البدل» ماجراهای دو طایفه به نام های «آبیاری» و «آبناری» است که در روستایی تاریخی به نام «چشمه قل قل» زندگی می کنند. میان این دو طایفه اختلافاتی وجود دارد که این اختلافات سبب داستان های جالبی می شود.
خلاصه داستان: در خصوص فردی بزهکار و دارای اعمال مقبوح به نام مراد است که در هنگام گریختن از دست نیروهای پلیس، درب مسجدی به روی او باز شده و همین امر باعث می شود مراد در مسیری روحانی و معنوی قرار گیرد. در تمام قسمتهای سریال حضور پرستاری باعث تحکیم این حالات معنوی میشود.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.